خلاصه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مقدسیان

بسم الله الرحمن الرحیم

مراسم شهادت امام هادی (ع)-۱۳۹۵/۰۱/۲۲

حجت الاسلام و المسلمین مقدسیان

http://yalasarat.info/dl/95/note/moghadasian-950122.pdf

قال الله العظیم فی محکم کتاب الحکیم:

 

قُل لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى

یک نکته و یک خواهش عرض کنم قبل از شروع مبحث،و آن اینکه همه روزی ما دست امام زمان است.اما در ماه رجب و ماه شعبان و رمضان فصل دعاست و وعده کرده اند که به اجابت برسد.و معمولا دعایی هم که میکنیم این است که اللهم عجل لولیک الفرج

اما خواهش من این است که همه روی پا و رو به قبله باستند و دعای فرج را بخوانیم با هم:

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا.

برای عرض ادب خدمت امام هادی(ع) چند جمله ای رو پیرامون آیه اول بحث صحبت میکنیم.

مزد رسالت پیغمبر این آیه شریفه است: قُل لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى

پیامبر میگوید من اجری نمیخواهم اما خداوند مودت قربی را اجر من قرار داده است.

 

مودت یعنی هم در دلت دوست داشته باشی و هم به او ابراز کنی.

 

مودت با محبت یک فرق دارد.محبت شاید انسان کسی را دوست داشته باشد و تا آخر عمر هم به او ابراز نکند.اما مودت یعنی هم دوست داشته باشی و هم اعلام کنی.

 

یک وقت این ابراز کردن فقط ورد زبان است ولی در زندگی مان اهل بیت نقشی ندارند.می آییم و اشک میریزیم ولی این اشک باید با معرفت باشد.یک وقت هست میگوییم اهل بیت را دوست داریم و تلاش هم میکنیم،اما باز هم منطبق با خواست آنها نیستیم.

 

امام باقر(ع) میفرمایند که شیعیان ما سه دسته هستند:گروهی که ما را برای زینت میخواهند،گروهی که به واسطه اهل بیت به نان و نوایی میرسند،اما گروهی دیگرهستند که از ما هستند و بر ما هستند.این ها کسانی هستند که آن ها را میشناسند،محبت دارند،مودت دارند و در کنار اهل بیت میخواهند محشور شوند.امام یعنی هر چه گفت مااطاعت کنیم.مطیع محض باشیم.

 

خدای متعال انسان را اجتماعی آفریده است و به همنوع خویش نیاز دارد.اما باید آسیب های این ارتباط را بشناسیم.

 

آسیب اول:یک بعد مادی داریم و یک بعد معنوی.این بعد مادی برای ما محسوس و روشن است و بیشتر سراغ این میرویم.به محض اینکه یک بیماری جسمی پیدا میکنیم در به در دنبال این میگردیم که یک پزشک خوب پیدا کنیم و خود را مداوا نماییم.اما کدام ما به دنبال بیماری های روح رفتیم؟

 

حضرت عبدالعظیم حسنی نزد امام هادی(ع) می آمد و دینش را بر ایشان عرضه میکرد و نگران روحش بود.جسم موقتی است ولی روح را چه کنیم؟به سراغش نمیرویم.بعد از ارائه دین توسط حضرت عبدالعظیم حسنی،امام هادی(ع) فرمودند این دین آباء و اجدادی ما است.

 

تا به حال شده است سراغ عالمی برویم و بگوییم ما نمازمان را اینطور میخوانیم،روزه را اینطور میگیریم،در ارتباط دختر و پسر اینگونه هستیم؟من بیماری خساست دارم،حسادت دارم،آیا به دنبال درمان آن رفته ام؟

 

آسیب دوم:جهالت است.چه نسبت به جسم و چه نسبت به روح.

امیرالمومنین(ع) میفرماید که مردم هم جهالت دارند و به سراغ آن نمیروند و هم به یزی که میدانند عمل نمیکنند.

 

آسیب سوم:از دست دادن فرصت ها

امام علی (ع) فرمودند: اغتنم الفرص فانها تمر مر السحاب.قدر فرصت ها را بدانید که فرصت ها مانند ابر در گذر هستند.

 

یک سری فرصت ها را خداوند در اختیارما قرار داده است و فرصت ارتباط با خداست.

ماه رجب که خداوند میفرماید ماه من و بندگان من است،ماه رمضان که شیطان در قل و زنجیر است،خواب و خوراک انسان عبادت است،یک خط قرآن خواندن ثواب یک ختم قرآن را دارد،ماه محرم،نیمه شعبان،فاطمیه.

 

فرصت ها زود میگذرد و به آن توجهی نمیشود.

 

ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون.ما فقط باید خداوند را عبادت کنیم و فقط مجاز به یک ارتباط هستیم.

 

به بعد معنوی توجه نداریم،حواسمان نیست که خداوند حواسش به مااست(الم یعلم بان الله یری)

 

ارتباط با خدا دو نوع است.ارتباط مستقیم و ارتباط غیر مستقیم.

 

عالمی به نجف میرفت،بارش کتاب بود،در راه دزد به او زد و بارش را گرفت.گفت این بار من به درد شما نمیخورد ولی به درد من میخورد.آن را به من بازگردان.گفت باید با رئیسم حرف بزنی.

سراغ رئیسش رفت دید در خیمه ای مشغول نماز است.بعد از نماز گفت تو برای چه نماز میخوانی؟گفت دزدی کار من است و نماز عبادت من.بعد به خاطر آن عالم بار کل کاروان را برگرداند.مدتی بعد در نجف و حرم امیرالمومنین(ع) مجدد عالم آن رئیس راهزنان را دید.رئیس به او گفت یادت است که به من گفتی نماز به چه درد تو میخورد؟همان نماز و وصل بودن به خدا مرا نجات داد و توبه کردم.

 

دقت کنیم این ریسمان بندگی را پاره نکنیم.

 

یک وقت است که ما میخواهیم ارتباط برقرار کنیم.خداوند میگوید نماز بخوان،روزه بگیر،حج برو و…

 

اما یک وقت است میگوید برای ارتباط یک وسیله بیاور.وابتغوا الیه الوسیله

واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا

این دستور و تکلیف ماست که با این وسیله ها ارتباط برقرار کنیم.این وسیله ها اهل بیت ما هستن.

 

انتم وسیلتی ال الله

 

چندنوع ارتباط داریم،ارتباط بر اساس معرفت،ولایت،توسل و زیارت.

 

معرفت که پیدا کنیم،نتیجه اش میشود محبت.تا شناخت پیدا نکنیم محبتی وجود نخواهد داشت.و نتیجه محبت میشود اطاعت و مرحله بعد آن سبقت گرفتن از دیگران است در اطاعت.

اما معرفت بر چند نوع است.بر اساس حسب و نسب،بر اساس تاریخ و سیره،بر اساس فضائل و کرامات،و معرفت بر حق.

 

معرفت بر اساس حسب و نسب این که پدر و مادرشان چه کسانی هستند؟پدر بزرگوار ایشان حضرت امام جواد الائمه و مادرش سمانه مغربیه.امام هادی در مورد مادرش میفرماید او خود بهشت است،هر کس به او نزدیک شود بهشتی میشود،و شیطان نمیتواند در او نفوذ کند.

 

معرفت بر اساس تاریخ و سیره:که ایشان کی به دنیا آمدند و کی از دنیا رفتن.در سال ۲۱۲ درمدینه منوره به دنیا آمدند و در سال ۲۵۴ هم به شهادت رسیدند.

 

معرفت بر اساس سیره و روش:۳۳ سال دوره امامتشان بوده است.در سن ۸ سالگی به امامت رسیده اند.با ۶ خلیفه بنی العباس هم دوره بوده اند. معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز.که در زمان منتصر فدک به اهل بیت برگردانده شد،و سخت ترین دوره هم در زمان متوکل لعنت الله علیه بوده است.

معرفت بر اساس فضائل و کرامات:خانمی آمد و ادعا کرد که من زینب دختر امیرالمومنین هستم.گفتند حضرت زینب در فلان سال فوت کرده اند.گفت که نه این یک راز است بین من و پیامبر که ایشان دست بر سر من کشیده اند و من هر ۴۰ سال یکبار جوان میشوم.گفتند بگوییدامام هادی بیاید.آمد و گفت گوشت فرزندان فاطمه و علی را حیوانات درنده نمیخورند و بر آن ها حرام است.او را به درون قفس شیر های وحشی بیندازید.اعتراض کرد زن که چرا خود امام هادی این کار را نمیکند؟

 

حضرت به درون قفس رفت و حیوانات آمدند و جلوی او زانو زدند و حضرت دست به سرشان کشید و دو رکعت نماز خواند و بیرون آمد.

 

متوکل گفت حال نوبت زن است.اما او با گریه و زاری التماس کرد و در نهایت با وساطت مادر متوکل از کشتن او منصرف شدند و او را بخشیدند.

 

معرفت به حق:این معرفت را امام هادی(ع) برایمان بیان کرده است.برای امام شناسی زیارت جامعه کبیره بخوانید.

 

یا قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ، مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ [وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ

اگر اینها را باور کردیم دیگر سخت نیست که امام رضا نابینا شفا بدهد

تمام کارهای ائمه خلاصهیک جمله از خداوند است: عَبْدِي‌ أَطِعْنِي‌ أَجْعَلْكَ مِثْلِي‌

همه کارهای خداوند را انسانی که بندگی خالصانه خداوند را بکند میتواند انجام بدهد.

 

اینها اولین مورد بود و ارتباط بر اساس معرفت بود.

 

مورد دوم ارتباط بر اساس ولایت است.

 

ولایت از اول تا آخر بر ما حاکم است.پیامبر (ص) در روز غدیر خم فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه

 

خداوند فرموده است: انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ

 

ولی شما خدا و رسول و کسانی که ایمان آورده اند و نماز میخوانند و زکات میدهند در حالی که در رکوع هستند.

 

این ولایت یعنی اینکه بدانیم ائمه از ما به خودمان آگاه تر و مهربان تر اند.همه چیز در اختیار ائمه است.هر چیزی که ما بخواهیم اگر خداوند راضی باشد را به ما میدهند.

 

بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا:با ولایت شما علم دین را پیدا میکنیم

 

بموالاتکم تقبل الطاعه المفترضه:با ولایت شما اعمال ما مقبول میشود

 

با ولایت شما همه گرفتاری های ما حل میشود.

 

در زیارت امام رضا میفرماید :گناهانی بین من و خدای من است و تا شما راضی نشوید خداوند مرا نمیبخشد.

 

امام رضا در حدیث سلسله الذهب میفرماید: کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها

 

باید ولایت اثنی عشری داشته باشیم تا ولایت ما قبول شود.

 

ارتباط بر اساس توسل:فقط توسل زبانی نیست که ما دعای توسل بخوانیم.باید توسل جوارحی داشته باشیم.بایدتمام اعضا و جوارح مان رضایت اهل بیت در آن ها باشد.

 

همه زندگی ما باولایت است.الان در جامعه ما همه تلاش دشمن و غرب گراها این است که ولایت را از ما بگیرند.یک آقایی که مسئولیت های بالایی هم در نظام داشته است میگوید:امروز مردم ولایت را کم قبول دارند.باید ولایت را برداریم و فقط با اسلام مملکت را اداره کنیم.

 

امام صادق(ع میفرماید: بني الاسلام علي خمس: الصلوه، الزكوه، الصوم، الحج و الولايه و لم يناد بشء كما نودي بالولايه

 

که اگر ولایت نباشد آن ۴ مورد دیگر هم به درد نمیخورد.

 

دشمن روی چیزهای مهم ما دست گذاشته است.غدیر خم،فاطمیه،نیمه شعبان،عاشورا و…

خیلی راحت ما را بی تفاوت کرده اند.حواسمان باشد در رای دادن هایمان،در اطاعت از ولی مان.اینقدر که ما از درون ضربه خورده ایم از دشمن ضربه نخورده ایم.

 

چه وزرایی که شیر الاغ خوردند و در دامان انگلیس هستند الان.کسانی که گفتند علیه امام زمان و خدا هم میشود تظاهرات کرد.اسرائیل دارد رسما میگوید که اصلاح طلبان مهره های ما در ایران هستند.

 

توسل باید به جایی برسد که فکر و عقل ما هم توسل داشته باشد به اهل بیت.فکر یک جور نباشدو عمل جور دیگر.نماز بخوانیم و پشت ولایت را خالی کنیم.

 

امام هادی(ع) مریض شدند.پول به شخصی دادند که برود کربلا و زیر قبه امام حسین(ع) برای او دعا کنند.به ایشان فرمودند که شما خودتان امام هستید،فرمودند که مکان موضوعیت دارد.

 

اعتقاد داشته باشیم که واسطه فیض بین ما و خدا امام معصوم است.آنچه که خدا بخواهد و راضی باشد را امام معصوم سریع به ما میدهد.مگر اینکه خدا راضی نباشد.وقتی میرویم زیارت خودخواه نباشیم و فقط برای خودمان دعا کنیم.برای دیگران هم دعاکنیم و از آن ها بخواهیم که برای ما هم دعا کنند.این ارتباط را داشته باشیم و حفظ کنیم.

 

خلاصه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مقدسیان