شور _ شب سوم محرم الحرام ۱۴۴۰

////شور _ شب سوم محرم الحرام ۱۴۴۰

بند اول

دختر سه ساله ی آقا
گریه کنو بابه حاجاته
روضه خونه ما، شب سوم
بخدا رقیه ساداته

مگه فراموشم میشه
اومد و موهامو کشید
همونیکه تو قتلگاه
رگهای بابامو برید

مگه یادم میره ، زجر اومد و حرفای بد زد
مگه یادم میره، تو صورتم چندتا لگد زد

مگه یادم میره ، آبله و زخمای پاهام
مگه یادم میره، بوسه های گلوی بابام

مگه یادم میره، از من گرفت عروسکامو
مگه یادم میره، تو طشت زر، سر بابامو

مگه یادم میره زخم دلم، چطور نمک خورد
مگه یادم میره، عمه به جام چقد کتک خورد

مگه یادم میره ، با خنجرش همه رو ترسوند
مگه یادم میره ، معجرمو تو دست میچرخوند

بند دوم

سر بابا توی آغوشش
رسیده و روضه میخونه
راوی حرم، شب سوم
بخدا رقیه خاتونه

به من و سکینه بابا
خیلی حرفای بد میزد
چشم عمومو دور می دید
بی بهونه لگد میزد

شمردی بابا
چندتا لگد خورده به پهلوی دخترت؟
میبینی که شکسته ابروی دخترت
سوخته تمومه چادر و موی دخترت

باباجون ببین
شکسته دندونای شیری دخترت
فقط بهم نگی یه وقت کجاست معجرت
معلومه رفته تو تنور خولی سرت

تو گوشم بگو
خبرداری زجر اومد و موهامو کشید
از بغلم رسید عروسکامو کشید
خندید و از دستم النگوهامو کشید

۱۳۹۷-۶-۲۷ ۱۷:۴۸:۵۶ +۰۰:۰۰شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۷|اشعار آیینی, اهل بیت, سینه زنی|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه