واحد ـ شب سوم محرم الحرام ۱۴۴۰

////واحد ـ شب سوم محرم الحرام ۱۴۴۰

منتظرم تا كه بیای كنار من يه بار ديگه
دست بكشم به صورتت قرار من يه بار ديگه

شمع شبستون منی
بابای بی جون منی

كجا هستی که رسيده جونم به لب ای آرامش قلبم
دلم تنگه واسه آغوش گرم تو بشنو خواهش قلبم

بيا كه چشم براتم
قربونیِ نگاتم
بيا از دست اين نا
مسلمونا بده نجاتم

بابا حسین مظلوم

حالا که اومدی بذار توی همین فرصت کم
برا تو از زخم سر و پهلو و صورتم بگم

مثل سرم سرت شکست
حرمت دخترت شکست

خبر داری تازیانه هاشون گرفته بوی منو بابا!
پیش چشمای عمو عباسم کشیدن موی منو بابا

برا تو روضه خوندم
خیلی گرسنه موندم
ببین جدایی از تو
چطور به خاک غم نشوندم

بابا حسین مظلوم

میخوام بهت نشون بدم پای پر از آبله رو
می بینی روی دست من جسارت سلسله رو؟

زار و زمین گیرم پدر
طفلم ولی پیرم پدر

رمق توی پا نداره این دختری که دیگه پریشونه
بدن زخمی دست و پا زخمی و لب من مثل لَبت خونه

موی سرم سفیده
رنگ از رخم پریده
درد و بلا کشیدم
سه ساله مو قدم خمیده

بابا حسین مظلوم

ای کاش می شد خرابه مون و آب و جارو بزنم
به یُمن مَقدمت بابا شونه به گیسو بزنم

اما دیگه جون ندارم
موی فراوون ندارم
موهام سوخته بس که خاکستر رو سرم ریختن توی شهر شام
چهل منزل پابرهنه بودم که اینطور درد می کنه پاهام

ببین چه بی پناهم
عشق تو شد گناهم
بیا بریم ازینجا
دست توی دست دوتایی باهم

بابا حسین مظلوم

۱۳۹۷-۶-۲۳ ۱۲:۵۳:۰۳ +۰۰:۰۰شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۷|اشعار آیینی, اهل بیت, سینه زنی|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه