واحد _ شب ششم محرم الحرام ۱۴۴۰

////واحد _ شب ششم محرم الحرام ۱۴۴۰

میری و تنها می ذاری این عموی بی کس تو
داغت یقینا می کُشه مادر دلواپس تو

پرپر نزن جلو چشام
داغ علی بس بود برام

بمیرم آخر با چه اوضاعی به آرزوهات رسیدی تو
چقد زیر سم اسبای لشکر دشمن قد کشیدی تو

گریه م برای اینه
از روی بغض و کینه
نیزه زدن به پهلوت
تا زنده شه داغ مدینه

عمو برات بمیره

تو دل میدون تنت و با نیزه کردن زیر و رو
یتیم نوازی کردن و سنگ بارونت کردن عمو

به خاک غم نشست عمو
شکستی و شکست عمو

بمیرم واست که خاکی و زخمیه روی مثل ماه تو
بمیرم واست عزیز من که پر از خونه حجله گاه تو

گریون گریه هاتم
پاشو که مبتلاتم
تنها گیرت آوردن
شرمنده ی روی باباتم

عمو برات بمیره

حاجتتو داده خدا شدی مدافع حرم
حالا تن مجروح تو به روی سینم میبَرم

شهد عسل روی لبت
می میره عمه زینبت

گیر افتادی تو دل لشکر روشنیه چشمامو گم کردم
تو رودیدم زیر دست وپا از غمت دست وپامو گم کردم

آبرومو خریدی
به آرزوت رسیدی
اهل زمین نبودی
به سوی آسمون پریدی

عمو برات بمیره

آينه ی روی حسن طره ی گیسوی حسن
كنار جسمت چقدر داره مياد بوی حسن

به قلب من خنجر نزن
پیش چشمام پرپر نزن

چيكاركردن دشمنا كه ديگه توان صحبت نداری تو؟
فقط ديدم زير دست و پاها ميون گرد و غباری تو

يادگار داداشم
نذار شرمنده باشم
داغ علی بَسَم بود
نذار اسیر غصه هاشم

عمو برات بمیره

۱۳۹۷-۶-۲۷ ۱۷:۰۴:۲۴ +۰۰:۰۰شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۷|اشعار آیینی, اهل بیت, سینه زنی|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه