واحد _ شب پنجم محرم الحرام ۱۴۴۰

////واحد _ شب پنجم محرم الحرام ۱۴۴۰

دستم توی دست تو و تو قتلگاهه دل من
میخوام برم نشون بِدم که هستم از نسل حسن
عمه مگه این دشمنا
خبر ندارن از خدا

خون حیدر توی رگهامه میرم و میشم مثل داداشم
نمیخوام که شاهد تنهایی و مظلومی عَموم باشم

میون دشمن انگار
عمو شده گرفتار
عمه منو حلال کن
دارم مـیرم خدا نگهدار

عمو حسین مظلوم

دور و برش شلوغ شده گودال ديگه جا نداره
عمه بزار برم كمك عَموم ديگه نا نداره

عمو اسير غربتِ
دشمن پی غنيمتِ

ميرم تا پيشمرگ اين مَرد بی كس و تنها و غريب باشم
میخوام وقت مُردنم تو آغوش شاه شيب الخضيب باشم

قلبم اسير آهه
دشمن تو قتلگاهه
یکی بگه به اينا
حسين زهرا بی گناهه

عمو حسین مظلوم

برات بمیرم عموجون برای آخرین نگات
غصه نخور من اومدم تا جون مو بِدم برات

غرق به خونه بدنت
فدای زخمای تنت

بمیرم واست که تنها و بی کس افتادی بین این گودال
تموم ترسم اینه پیش چشم عمه جسمت بشه پامال

میخوام یه یاکریم شم
تو کربلات سهیم شم
بابای من تو هستی
عمو نذار دو بار یتیم شم

عمو حسین مظلوم

۱۳۹۷-۶-۲۴ ۱۲:۰۹:۴۸ +۰۰:۰۰شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۷|اشعار آیینی, اهل بیت, سینه زنی|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه